محمد تقي جعفري
130
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تمايلات قدرتمندان سلطه گر مىبيند و جان و روانش را در شعلههاى سوزان آرمانهاى اعلاى انسانى كه بوسيلهء سلطه گران به آتش كشيده شده است ، مىبيند ، ننالد و آهى بر نياورد براى انسانهاى رشد يافته اصلى وجود دارد كه غوطه وران در لجن خودكامگىها نمىتوانند آن را درك كنند . اين اصل عبارت است از اصل احساس وحدت همهء انسانها در حركت به سوى كمال كه عامل و راهنماى اين حركت انسانهاى رشد يافته مىباشند . اين احساس چنين است كه تلخى در ماندن فردى از اين كاروان پويندهء مسير كمال بيش از آنكه ذائقهء آن فرد را بيازارد ، ذائقهء رهبر را شكنجه مىدهد . هرگاه كه يك فرد از كاروان اين مسير با فرد ديگر گلاويز شده و براى اشباع حس خودخواهى او را از پاى در مىآورد احساس وحدت مزبور در درون رهبر ، از پاى در آمدن فرد ستمديده را از پاى در آمدن خود مىبيند ، اگر چه از پاى در آورنده در شادىها غوطه ور شود و خندهها چهرهء او را در همهء عمر اشغال و عقل و خردش را استثمار نمايد . اين يك احساس اسرار آميز و خيالى و او تو پيائى نيست . اين يك احساس تلقينى و ناشى از ناديده گرفتن واقعيات عينى زندگى كه ماكياولى را شمشير بدست رو در روى همهء ارزشها و اصول عالى انسانى قرار داده است ، نمىباشد . همگان مىتوانند از احساس وحدت ميان يك پدر خردمند و مادر عطوف و كودك منحصر به فردشان ، آن احساس عالى را كه وحدت و الا و معقول ميان انسانها را به خوبى اثبات مىكند درك نمايند . چنان كه اصل احساس وحدت عاطفى كه خنده و شادى كودك در حال بازى با كارد برنده را ، مبدل به ناراحتى فعال در موقع گرفتن كارد از دست كودك در درون پدر و مادر مىنمايد ، همچنان احساس وحدت معقول انسانهاى رشد يافته را با ديدن انحرافات و خودكامگىها و خودكشىهاى مردم كه توأم با رضايت و خوشحالى انجام مىدهند به درد و زجر و شكنجه دچار ميشوند .